السيد الطباطبائي

60

رسائل توحيدى ( فارسى )

« ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُوا مَكانَكُمْ أَنْتُمْ وَ شُرَكاؤُكُمْ فَزَيَّلْنا بَيْنَهُمْ وَ قالَ شُرَكاؤُهُمْ ما كُنْتُمْ إِيَّانا تَعْبُدُونَ » « 1 » آن‌گاه به مشركان گوييم : شما و بت‌هايتان درجاى خود بايستيد ؛ سپس ميانشان جدايى افكنيم ؛ و معبودهاى باطل گويند : شما هرگز ما را پرستش نكرديد . وفرمود : « تَبَرَّأْنا إِلَيْكَ ما كانُوا إِيَّانا يَعْبُدُونَ » « 2 » امروز [ ازپيروان خود ] به سوى تو بيزارى مىجوييم ، آنان ، ما را نمىپرستيدند . تمام اين آيات ، بيانگر آنند كه كمالات اسماء درخداوند ، به طور مستقل ، و در ديگران به طور تبعى مىباشد . آرى ، گاهى خداوند بين توصيف خود و توصيف خلق به آنچه بر آنان افاضه فرموده است ، جمع مىكند و آن دو را در سلك يك وصف قرار مىدهد ، بناچار در اين موارد ، مراد از وصف ، معناى عمومى آن است كه شامل مستقل و تبعى مىشود ؛ اين در چهارده موضع است كه درقرآن ، اسم بر صيغه « افعل تفضيل » آمده است ، اين موارد عبارتنداز : « أَعْلى ، أَكْرَمُ ، أَعْلَم ، أَرْحَمُ الرَّاحَمين ، أَحْكَمُ الْحاكِمين ، أَحْسَنُ الْخالِقين ، خَيْرُ الْماكِرين ، خَيْرُ الرَّازِقين ، خَيْرُ الْفاصِلين ، خَيْرُ الْحاكِمين ، خَيْرُ الْفاتِحين ، خَيْرُ الْغافِرين ، خَيْرُ الْوارِثين وَ خَيْرُ الرَّاحِمين . » امّا خداوند سبحان با اين تعبيرات ، مزيّت و برترى را براى خود اثبات كرد . او از اين جهت ، برآفريدهء خود برترى دارد كه اين اوصاف با وجود آن‌كه براى ديگران هم هست ، ولى براى او ، مستقلًا و براى ديگران به طور تبعى مىباشد ، پس او ، به علوّ و علم و كرامت ، سزاوارتر و در رحمتش ، شديدتر و در حكمش ، صادق‌تر و در

--> ( 1 ) . يونس ، آيهء 28 ( 2 ) . قصص ، آيهء 63